تبليغاتX
شب‌های روشن
آن کسی که کسی را درک می کند

بیشتر از خود آن کس زجر می کشد

کسی که کسی را درک کرده بود

این را در گوش کسی که درکش کرده بود ، می گفت.










*بدترین خبر این روزها: آنجلوپولوس بزرگ خالق بهترین فیلم های تاریخ سینما درگذشت.چه وحشتناک...

* "هشت و نیم" شاهکار فدریکو فلینی را دوباره دیدم و شب کابوس عجیب و غریبی دیدم- نه وحشتناک- با این پرسوناژها:نه نه بلقیس/علامه طباطبایی/روح سرگردان!!!!!!!!!

*"پل رود خانه کوای" یک از محبوب ترین فیلم های پدرم (کلیک کنید)

*"هفت پرده" ساخته فرزاد موتمن و فیلم نامه سعید عقیقی کار متفاوتی است.

*جدایی تا 8 قدمی یک فتح دیگر (کلیک کنید)

+ نوشته شده توسط م.ا در جمعه سی ام دی 1390 و ساعت 9:5 |
این صدا باید بمونه

تا زمین هست و زمان هست

تا یه رویای دمادم

تا حضور آسمان هست

این صدا باید بمونه

تا نفس تو سینه ها هست

تا یه عشق جاودانه

تا قلم تو دست ما هست

اگه این صدا بمیره

فاجعه در انتظاره

موسم دل کندن ما

از تولده بهاره

حس این صدا می تونه

نقطه تازه شدن شه

گم شدن تو خاطرات و

فرصت پیدا شدن شه

 

بوی فرهاد آخ چه خوبه

بوی فرهاد با شکوهه

بوی فرهاد آخ چه نابه

بوی فرهاد رنگ خوابه

بوی فرهاد دل برانه س

بوی فرهاد عاشقانه س

بوی فرهاد دل نشینه

بوی فرهاد بهترینه...

 

 








 *جدایی نادر از سیمین جایزه بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان گلدن گلوب را برد. درود بر فرهادی و عوامل فیلمش که ملتی را غرق در غرور و شادمانی کردند.

*ساعت 11 صبح 29 دیماه 1390 در شصت و هشتمین زادروز فرهاد ،خانه فرهاد در باغ فردوس موزه سینما ، افتتاح می شود.

*"آنی هال" شاهکار وودی آلن.

*ویژه نامه ماهنامه سینمایی دنیای تصویر در باب سه گانه پدرخوانده...(کلیک کنید)

*آلبوم "امیر کبیر" شهرام ناظری کار دل نشینی است.

*گفت و گوی حمید امجد و سعید عقیقی در باب استاد بهرام بیضایی در تجربه ۷ خواندنی است.

*چشم انتظار موفقیت های تازه "جدایی نادر از سیمین" هستم.(دوشنبه 4.30 صبح به وقت ایران مراسم گلدن گلاب)

+ نوشته شده توسط م.ا در جمعه شانزدهم دی 1390 و ساعت 23:33 |
خانه

زن: من خیلی خوبی کردم، من خیلی کمک کردم به دیگران ،من خیلی به دیگران احترام گذاشتم ،من خیلی انسانیت به خرج دادم ، من خیلی منصف بودم ، من خیلی...

مرد:مادر بزرگ منم این کارارو کرده یه کارای تازه تری بگو که انجام دادی.

---

خیابان

مرد: شما با این خانم نسبتی دارین؟

مرد: بله

مرد: پس چرا یه جوری راه میرین که انگار هیچ نسبتی با هم ندارین؟

---

خیاطی

خیاط: بفرمایین اینم شلوارتون.

مرد: این شلوار مادرمه اشتباها دادین.

خیاط: ای آقا من همه زندگی م ، روحم ، جونم ، مغازه م، خونه م ،خط موبایلم،ماشینم حتی کلیه م مال مامانمه زیاد سخت نگیربابا.

 

+ نوشته شده توسط م.ا در یکشنبه چهارم دی 1390 و ساعت 14:50 |