*گودو یک ایرانی بود
تمامی ادیان یک موعود دارند: سوشیانت، مسیح، مهدی و . . .
در بسیاری از زمان ها، جوامع مختلفی منتظر قهرمانی بوده اند که بیاید و وضعیت موجودشان را به موقعیت بهتری تبدیل کند. خیلی وقتها این قهرمان ها نیامده اند یا آمده اند و موفق نشده اند؛ البته گاهی هم آمده اند و موفق هم شدند که در تاریخ ثبت است.
در بسیاری جوامع و فرهنگ ها این اکثریت است که درست یا غلط، قهرمان را انتخاب می کند یا کسی را به قهرمانی می رساند. در این زمانه اما کمتر کمبود سوپر استارها احساس می شود. جوامع یاد گرفته اند که خود امورات خود را سامان دهند(حداقل در اکثر موارد این طور است).
اما . . .
ما در ایران سالهاست که چشم انتظار قهرمان خود هستیم و ظهورشان را انتظار می کشیم. تقریباَ جزیی از فرهنگ ما، اخلاق ما و حتی زندگی روزمره ما شده است. منتظریم ستاره ای در آسمانتاریک سیاست این مملکت بدرخشد و این شب یلدا را پایان بخشد، منتظریم تا یک معلم اخلاق سکان فرهنگی کشور را به دست گیرد و این فرهنگ سوراخ، سوراخ ما را وصله پینه کند. منتظریم تا سرداری سلحشور مرزهای این سرزمین را امنیت و ثبات بخشد تا بلکه غرور از دست رفته مان احیا شود. منتظریم تا کسی بیاید و بگوید چه بکنیم تا ساکنان این مرز و بوم قدم در راه ترقی و تعالی گذاشته و کشوری آباد و سرافراز بسازیم. منتظریم تا یک مربی سرشناس و بزرگ خارجی، سرمربی تیم ملی شود و استعدادهای جوانان این خاک پیر را شکوفا کند و از هر یک، درختی تناور و سایه گستر بسازد.
منتظریم تا کسی یا شانسی، یکی از همین روزها در خانه ما را بزند و یک پول حسابی، یک شغل پر درآمد، یک همسر خوب، یک . . . به ما هدیه کند. همه ما منتظریم تا قهرمان موعودمان برسد. کسی غیر از خود ما، کسی بیرون از جامعه ما. منتظریم تا گودو از راه برسد و گرد راه نتکانده، ما را نجات دهد.
چرا اینگونه شده ایم؟ چطور این کهن بوم و بر که در گذر زمان فراز و نشیب های زیادی را تجربه کرده، سالیان سال است در نشیب گام بر می دارد؟ چگونه مردمان این خاک و آب که روزی در آسمانها پرواز می کرده اند، امروز شیوه بلند شدن از خاک را فراموش کرده اند؟
قسمتی از جواب این سوالات برای ما که در این سرزمین بزرگ شده ایم، روشن است. قسمتی دیگر کار جامعه شناسان و سایر کارشناسان است. نمی خواهم جواب این سوالات را بدهم و راهکار نشان دهم که نه اینجا جای این کار است و نه من مرد این کار.
اما این دفعه گودو آمده و کارش را انجام داده، خوشبختانه این دفعه گودو یک ایرانی است. شاید وقت آن است که خودمان را باور کنیم. شاید (به فرض محال) شروعی است برای اعتماد به نفس، تخصص گرایی(نه تعهدگرایی)، ملی گرایی، پشتکار، تلاش، صبور بودن، امید داشتن و رعایت اخلاقیات و تشخص در همه امور و همه جا و . . .
برای بسیاری از جوانان و مردم این سرزمین قهرمان جدیدی ظهور کرده و او کسی نیست جز افشین قطبی.
بدون شک قهرمانی پرسپولیس نتیجه عوامل متعدد و متفاوتی است، اما همه دریک مورد اتفاق نظر دارند «نقش افشین قطبی انکار ناپذیر است».
وقتی بعد از سالیان سال کسی پیدا می شود که – از یک نظر – به اسطوره پروین تنه می زند و ملقب می شود به افشین امپراتور، وقتی می بینی و می شنوی بسیاری افشین قطبی را عاشقانه و صمیمانه دوست دارند، وقتی که نقش او در تیم از آقای گل لیگ و سایر عوامل بیشتر به چشم می آید، وقتی که به قول عادل فردوسی پور «حماسه قهرمانی» پرسپولیس موجب راه افتادن کارناوال های شادی در تهران، کرج، شیراز، اهواز و . . . می شود،. وقتی که می بینی بسیاری از افراد خنثی – از لحاظ فوتبال – حامی پرسپولیس شده اند فقط به خاطر افشین قطبی. وقتی که می بینم دوست استقلالی ام به خاطر برد پرسپولیس هوار می کشد و خانواده اش با حیرت او را نگاه می کنند، . . .
وقتی بسیاری از رفتارهای این جامعه منفعل و خسته و دلشکسته و ناامید را می بینی، باور می کنی که قهرمان جدیدی ظهور کرده است
حالا دلیل این همه حمایت هرچه می خواهد باشد؛ رفتار با کلاس، حرفه ای گری، شخصیت والا و برجسته، برخورد موقر، سخن گفتن شیرین یا به قول دوست استقلالی ام «زنده کردن روح آریایی» یا هر چیز دیگر.
این مرتبه قهرمان واقعاَ ظهور کرده و خوشبختانه موفق هم شده !
من از جانب خود از افشین قطبی به خاطر شاد کردن دل بیش از 25 میلیون پرسپولیسی(طبق گفته سایت AFC پرسپولیس با بیش از 25 میلیون هوادار در سطح قاره کهن، پرطرفدارترین تیم آسیاست) را شاد کرده، تشکر می کنم و برای او سلامتی، شادی و مفقیت آرزومندم. بابت همه چیز از همه عوامل باشگاه پرسپولیس سپاسگذارم. این قهرمانی را به همه کسانی که عصر روز 28 اردیبهشت ماه 87 رابا شادی سر کردند تبریک گفته، شادی بزرگتری(قهرمانی آسیا) برایشان آرزومندم.
کیوان سید جواد
اردیبهشت 87
* کیوان نازنین رفیق همیشگی ام با اصرار من مطلبی نوشت در باب مردی به نام افشین قطبی و ریشه های تاریخی محبوبیت او.
+ نوشته شده توسط محمدامین عابدین در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 و ساعت
18:51 |