برای تاج طلا جهان زاده:
صبح که از خانه بیرون رفتم
مادر بزرگ را بوسیدم
شب که برگشتم
پدر سیاه پوشیده بود.
محمد امین عابدین
آبان ۸۶
برای تاج طلا جهان زاده:
صبح که از خانه بیرون رفتم
مادر بزرگ را بوسیدم
شب که برگشتم
پدر سیاه پوشیده بود.
محمد امین عابدین
آبان ۸۶
برای حاجیه ملوک وفائی:
مادربزرگ دعا می کرد
کنکور نزدیک بود
حالا من معلم هستم.
محمد امین عابدین
آبان 86